ميرزا محمد رضاي كلهر خوشنويس برجسته عهد قاجار، نويسنده روزنامه وقايع اتفاقيه و مبتكر شيوه اي جديد در نستعليق بود كه بعد از «ميرعماد» از او به عنوان بزرگترين خوشنويسي ايراني ياد ميشود. وی در تابستان سال 1208 ه.ش(1345 ه.ق)، در كرمانشاه متولد شد. كلهر» نام يكي از ايلات كرد اطراف كرمانشاه است كه در سوار كاري و شمشير زني شهرت داشتند. میرزا رضای كلهر با تغييراتي در سبك و روش مير عماد شيوه تازهاي را براي نستعليق بوجود آور كه مناسب براي صنعت چاپ باشد.
میرزا رضا نزد پسرعمويش، كه خط خوشي داشت، به خواندن و نوشتن پرداخت. كلهر كم كم به نوشتن خط علاقمند شد و چون در ايل استاد خط وجود نداشت، با رضايت پدر راهي تهران شد و به شاگردي مكتب «ميرزا محمد خوانساري» در آمد. خوانساري خط تعليق را به استادي و مهارت تمام مي نوشت و شهرت بسياري در اين خط داشت.
سه سال از شاگردي وی گذشت تا اينكه، شكل و شمايلي پيدا كرد. آخرين مشقي كه به استاد نشان داد، مورد تمجيد او قرار گرفت و به او گفت: از اين به بعد جستجو كن و از آثار استادان قديم، نكته هايي تازه بيرون بكش و در نهايت خطي بپرور، كه بدون امضا معلوم شود خط توست.
از آن به بعد از سراغ استادان گذشته را مي گرفت وا از روي آنها مشق كند از آثار استادان در گذشته، بيشتر از همه به خط ميرعماد الحسني علاقه داشت و مناسب ترين خط را ، خط ميرعماد مي دانست. گذر زمان محمد رضا را از خوشنويسي ناشي و تازه كار، كه حروف و كلمات را با ذوق و سليقه شخصي مي نوشت به شاگردي در پايه استادي تبديل كرد. محمدرضا كلهر، در سال 1226، پيغامي از دربار دريافت كرد مبني بر اينكه براي تعليم خط به «ناصرالدين شاه» راهي دربار شود. در مجلسي كه براي معرفي او به شاه ترتيب دادند، امير كبير و چند نفر ديگر حضور داشتند. امير به گرمي از كلهر استقبال كرد و قرار شد هر هفته در دو جلسه به شاه تعليم خط بدهد. پس از مدتي، كلهر به زادگاه و ايل خود برگشت و ازدواج كرد. ناصر الدين شاه به او پيشنهاد كرد كه به چاپخانه (به رياست محمد حسن خان ) برود و حقوق بگير دايم آنجا شود، اما كار در دربار با روحيه او سازگاري نداشت.
پس از مدتي، به منظور تعليم خط به دو پسر قوام الدوله (از منشيان ميرزا آقاخان نوري، صدر اعظم ناصرالدين شاه) به منزل او رفت. برايش حجره خصوصي و حقوق خوبي هم ترتيب دادند. در همان حجره، به عادت هميشه، تا دير وقت در پرتو نور چراغهاي گرد سوز، مشق مي كرد. وي مدتي بيش در آنجا دوام نياورد و از خانه قوام هم رفت.
كلهردر سال 1261، به رغم نفرتي كه از همراهي با شاه داشت ، وقتي از اعتماد السلطنه شنيد كه سفر مشهد مقدس در پيش است، به شوق زيارت حرم امام رضا (ع) همراهي با كاروان شاه را قبول كرد. در اين سفر، اعتمادالسلطنه روزنامه اي به چاپ رساند كه كلهر خطاطي متن آن را به عهده داشت. به تدبير اعتمادالسلطنه، تمام وسايل چاپ سنگي همراه كاروان بود و هر چند روز يك بار، متن سفر نامه و گزارشهاي روزانه نوشته و در شش يا هفت صفحه چاپ سنگي و منتشر ميشد.
كلهر از خوشنويسان برجسته عهد قاجار بود و روزنامه «وقايع اتفاقيه» را نيز مي نوشت. ميرزاي كلهر شاگرداني هم داشت، اما تنها «ميرزا زينالعابدين» خوشنويس بود كه بعد از استادش در آسمان هنر درخشيد و در لوح ضمير استادان و هنرجويان اين رشته ماندگار ماند.
از ميرزا محمد رضا كلهر، دو دسته آثار باقي مانده است:
1) آثار چاپ سنگي كه عبارت اند از : مخزن الانشاء ، قسمتي از ديوان فروغي بسطامي ، قسمتي از ريحانة الادب ذكاء الملك فروغي ، قسمتي از ديوان قاآني ، منتخب السلطان سعدي و حافظ ، مناجات خواجه عبدالله انصاري ، رساله غديريه ، فيض الدموع ، نصايح الملوك، قسمتي از سفرنامه كربلاي ناصر الدين شاه ، روزنامه اردوي همايون، قسمتي از روزنامه شرف
2 ) آثار دست نويس كه عبارت اند از : مخزن الانشاء ، فيض الدموع ، گاهنامه ها و تقويم ها، خواص السور (در حاشيه و متن قرآن مجيد)، سياه مشقها ، فرامين و عريضه هاي گوناگون.
ميرزا رضا كلهر در وباي عام تهران، در روز جمعه، بيست و نهم مرداد ماه 1271، درگذشت و در تهران به خاك سپرده شد.


